نتایج جستجو برای عبارت :

خدایادر گرفتم

خدایا درگرفتم درگرفتم یک زن داشتم زنی دیگر گرفتم,خدایا در گرفتم در گرفتم,دانلود آهنگ سیف الدین خندان خدایا در گرفتم در گرفتم,آهنگ افغانی خدایا در گرفتم,دانلود اهنگ افغانی یک زن داشتم زن دیگر گرفتم,دانلود اهنگ خدایا در گرفتم در گرفتم,آهنگ خدایا در گرفتم در گرفتم,خدایا در گرفتم در گرفتم یک زن داشتم زن دیگر گرفتم,دانلود آهنگ خدایا در گرفتم در گرفتم[Music] Darkhasti
یااااد گرفتم متاسفانه یاد گرفتم که نخندم حتی بعد اینکه فاز گرفتم بایک جک سریع دستامو گاز گرفتم. فهمیدم خوب بودن بازتاب نداره. وجدان تا آخر این داستان سرابه. خب ولش کن مسلمه هر کنشی واکنشی داشت رود بودم.سد شدم روز بودم.شب شدم خوب بودم.بد شدمسرگرمی ، مقالات مفید و معرفی بهترینها
من قوی بودن را  از مرد قوی روزگارم یاد گرفته امیاد گرفتم از کوه ها کاه بسازمیاد گرفتم سختی ها را غل و زنجیر کنمیادگرفتم خوبی ها را صد چندان کنمیاد گرفتم به کودکان مهربانی کنمیادگرفتم در خانه را برای میهمان همیشه باز بگذرانم و قلبم را بیشتریاد گرفتم که عشق را فقط عشق را در زندگی ام جاری کنممن مهربانی را از مهربان پدرم آموختمو اینها بهترین یادگاری های پدر برای من است که اسم و رسم او را زنده می داردامیدوارم امانت دار خوبی باشم پدر جانم  
????????‍♀️از پیرمرد حکیمی پرسیدند: از عمری که سپری نمودی چه چیز یاد گرفتی؟ پاسخ داد: 
????یاد گرفتم که دنیا قرض است باید دیر یا زود پس بدهیم.
????یاد گرفتم که مظلوم  دیر یا زود حقش را خواهد گرفت.
????یاد گرفتم که دنیای ما هر لحظه ممکن است تمام شود اما ما غافل هستیم.             ????یاد گرفتم   که سخن شیرین، گشاده رویی و بخشش سرمایه اصلی ما در زندگیست.کاظم سعیدزاده
متن آهنگ,دانلود آهنگ جدید ایرانی,کد آهنگ پیشواز همراه اول یادم نیست چند ساله زن گرفتم ,دانلود آهنگ جدید یادم نیست چند ساله زن گرفتم,دانلود آهنگ,Download Music,دانلود آهنگ یادم نیست چند ساله زن گرفتم با کیفیت 320,دانلود آهنگ بیکلام یادم نیست چند ساله زن گرفتم,یادم نیست چند ساله زن گرفتم,کد آهنگ پیشواز ایرانسل یادم نیست چند ساله زن گرفتم ,متن آهنگ یادم نیست چند ساله زن گرفتم ,بیوگرافی - کد پیشواز - دانلود آهنگ
مست  از لب  تو ، شب  ره  میخانه  گرفتمصد ها  غزل  از  این  دل  دیوانه  گرفتم
جام  لب  تو ، در نظرم  چون  شکر  افتادشیرین  شکری  بود ، ولی  مختصر افتاد
از  ساقی  چشمت ، دو سه  پیمانه  گرفتمدیوانه  شدم  در نگهت ، خانه  گرفتم
نا گه ، به  دیوان  غزل  یک  نظر  افتاداقبال  چنین  بود ، که  مرغ  سحر  افتاد
از خال  لبت ، نغمه  ن  دانه  گرفتمسر مست  و غزلخ
دانلود آهنگ جدید خدایا درگرفتم درگرفتم یک زن داشتم زنی دیگر گرفتم,دانلود آهنگ جدید ایرانی,کد آهنگ پیشواز ایرانسل خدایا درگرفتم درگرفتم یک زن داشتم زنی دیگر گرفتم ,متن آهنگ خدایا درگرفتم درگرفتم یک زن داشتم زنی دیگر گرفتم ,دانلود آهنگ خدایا درگرفتم درگرفتم یک زن داشتم زنی دیگر گرفتم با کیفیت 320,کد آهنگ پیشواز همراه اول خدایا درگرفتم درگرفتم یک زن داشتم زنی دیگر گرفتم ,متن آهنگ,دانلود آهنگ بیکلام خدایا درگرفتم درگرفتم یک زن داشتم زنی دیگر گ
متن آهنگ امیرعباس گلاب عرفان
ابری شدن را آسان گرفتمباران گرفتو پایان گرفتمدر اوج اندوه در عمق دردمحال و هوای عرفان گرفتمبی معرفت ها آسوده باشید از بودن او ایمان گرفتمسر میدهم من بر پای این عشق از بس کنارش سامان گرفتمبا هر گناهی بی وقفه از او فرصت برای جبران گرفتماز هر که جز او خیری ندیدم هرچه دویدم کمتر رسیدمقربان او که نازی ندارد با من خیال بازی نداردقربان او که زیباترین ست قلبم کنارش رازی نداردقربان او که نازی ندارد با من خیال بازی ندارد
 
 
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر.…. من گرفتم تو نگیر
چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر …من گرفتم تو نگیر بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر … یاد آن روز بخیر زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر …. من گرفتم تو نگیر یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم …تک و تنها بودم زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر .….من گرفتم تو نگیر بودم آن روز من از طایفه درد کشان … بودم از جمع خوشان خوشی ازدست بر
متن آهنگمن اگه چیزی میدونم همه رو یادم تو دادینمی تونم یاد بگیرم جز اینا چیز زیادیتو برام تجربه بودی تر از زهر هلاهلاما اینو یاد گرفتم که نباشم از تو غافلاینو از تو یاد گرفتم که بسازم و بسوزمتو رو با همه بدیهات می پرستمت هنوزماینو از تو یاد گرفتم که تو عشق دیوونه باشمروز بعد با هر چی عشقه غریب و بیگونه باشمتو یادم که هر کس عاشقم بشه یه روزی09-music
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
ابری شدن را آسان گرفتم؛ باران گرفت و پایان گرفتم!
در اوج اندوه در عمق دردم، حال و هوای عرفان گرفتم
بی معرفتها آسوده باشید! از بودن ا.گندم دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
تصمیم گرفتم به سین پیام بدم و بالاخره حالشو بپرسم، اما همینکه تصمیم گرفتم حس میکنم مغزم از استری کار نمیکنه و هیچ نمیدونم باید چی بگم???? پی نوشت: خیلی سریع منصرف شدم ازین تصمیم!واقعا به من مربوط نیست و این حتی غمگین هم نیست! 
چهار زانو نشسته  بود،موهای فرِ نیمه خیسِ تازه از حموم بیرون اومده،بافت گشاد .سرشو روی پتوی کُپه شده فشار میداد و بی صدا اشک صورتشو خیس میکرد صدای کافه آفاق که پلی نبود ولی صداش تو گوشش بود. در جا میزنم. سرسام گرفتم. با سکوت روزه ی فریاد گرفتمای وای به حال من بی تو تلف شدم. پر پر زدم ولی پرواز بلد شدم ! 
وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم، باری رویِ شانه هایَش نباشم، که نداند با من چه کند و کجایِ دلش بگذارد که نه من بشکنَم، و هم او ثابت بماند، وَ من به یکباره یاد گرفتم همه یِ اعتمادَم را در کوله پُشتی‌ام پنهان کنم تا دستِ هیچ احَد الناسی بهش نرسد، تا بشوَد اسباب بازیِ کودکی هایِ نداشته اش و مَن به یکباره اینچنین قَد کشیدم، و بزرگ شدم!!! 
سه ساله که طلاق گرفتم توی آن زمان برای نجات از شرایط بد همه چیز را بخشیدم وطلاق گرفتم ولی الان پشیمانم میتونم به مهریه رجوع کنم ومهرم را بگیرم
با سلام اگر از کلیه حق و حقوق خود گذشته باشید متاسفانه چیزی دستگیر شما نخواهد شد.
 
 
منبع سایت وکالت دادراهوبلاگ وکلای مجد
هنوز توی حس و حال قشنگ اون بوسه بودم مانتو و شلوار مدرسه مو پوشیدم مقعنه مو انداختم رو شونم و کیفم گرفتم دستم رفتم پایین پشت میز نشستم حواسم به اتفاق توی حموم بود و لبخنده گنده رو لبام بود سیاوش: الهی قربون خانوم خوشگلم بشم که حواسش هنوز پرته عشق جان من کاشی زودتر کنکورش بده و عروسی کنیم اخ عاشقتم گل دختر تمام حواسم بهش بود که ماکان بهش نزدیک شد خواست بزنه تو سرش که فریادم رفت هوا « مااااکااااان » کپ کرد نفس حواسش جمع شد از عصبانیت درحال منفج
ینی من تحت تاثیر این حرف دخترا قرار گرفتم:واسه این کارا زودهینی هااااولی باید صبر کنی
 
*************
 
یه مدت بود که داداشم هر هفته میومد یسری متن میداد بهم میگفت واسم پاور پویونت درست کن برای تحقیق علوم.نگو از بچه های کلاسشون پول میگرفته برای تحقیقشون پاور پوینت درست کنهدی تی آموز
دیشب یعنى درواقع زمانى كه خورشید طلوع كرده بود و من در بدترین حال خودم بودم این عكس رو گرفتم. با موهاى پریشون، چشمایى كه عین كاسه ى خون بود، پلك هایى كه میسوخت و ورم كرده بود. به سختى چشمایى رو كه قد فندوق كوچیك شده بودن باز نگه داشته بودم و هر ازگاهى از شدت تیرى كه معدم میكشید به خودم میپیچیدم. كمرم رو صاف كردم، یه نگاه به تیشرتم انداختم، لبخند زدم و عكس رو گرفتم. میدونم بعدا از دیدنش به خودم افتخار میكنم. این رو مطمئنم. این عكس رو گرفتم تا بعد
من دوماهه که طلاق توافقی گرفتم مهریه ام را بخشیده بودم ولی الان پشیمان شده و میخوام واسه شکایت  مابذل و رجوع به مهریه اقدام  کنم  وکیل  هم گرفتم 
اگر مهریه رو نداد میتونم حکم جلبش رو بم وکیلم میگه میتونم ولی میخواستم مطمئنتر بشم لطفا منو راهنمایی کنید وبلاگ وکلای مجد
1. آهنگ جدید یاس بد شدم/متاسفانه اینو یاد گرفتم نخندم حتی بعد اینکه فاز گرفتم با یه جک
2.آهنگ از خواب برگشتم به تنهایی والایار از خواب برگشتم؛ به تنهایی&hel.لاله دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
من عاشق ترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودمکه نیازم به آفتاب نگاهت بودبه هر سو که می چرخیدیمی چرخیدم و می چرخیدمو من عاشق ترینبی برواترین تنهاترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودماز خود می مُردمو در قلب تو که به فراخنای هستی استذره ذره جای می گرفتمو جای می گرفتمو من عاشق ترین . . بی برواترین . .تنهاترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودمکه یک نگاهت را به عالمی نفروختم
حدود یکماهه که طلاق گرفتم ومهرم را هم به شکل اقساط گرفتم بچه دارم , پشیمان شده ام میتوانم رجوع کنم ؟همسرم راضی نیست راهنماییم کنید ممنون میشم
سلام درطلاق توافقی که از اقسام طلاق های باین است برای شوهر درزمان عدهدحق رجوع نیست رجوع به طلاق درزمان عده حق مرد است نه زن ودرسوال مطروحه باتوجه به نوع طلاقدحق رجوع برای مرد نیست وشماباید مجددا عقد کنید
 
منبع: سایت وکالت دادراهوبلاگ وکلای مجد
سلام.خوبی؟ ببین من گوشیم یه بار خراب شده بود فلش زدن  همه شماره هام پاک شدن.شماره باباتم حذف شده بود بعد من زنگ زدم خونتون شماره باباتو گرفتم.
دیشب دوباره گوشیم خراب شد باز بردمش تعمیر شاید ایندفه دیگدرست نشه باز شماره هاش پاک میشن قطعا.فعلا گوشی دامادمونو قرض گرفتم تا ببینم چی میشه.
گفتم بگم بهت که شماره باباتو برام تو کامنتا بزاری لطفا.بدجوری گیر کردم شماره ی نصف مشتریامم پاک شدن دوباره باید همه رو سیو کنم ایندفه دیگه باید زود به زود ب
آقای میم!حقیقتا" خیلی ازت دلخورمخیلی بد از چشمم افتادیامروز خیلی جلوی خودمو گرفتم که وقتی دارم از تو حرف میزنم،گریه نکنم.خیلی جلوی خودمو گرفتم که نیام آموزشگاه بزنم توی گوشت.خیلی بی انصافی.خیلیبحث عشق و دوست داشتن و این اراجیف نیست.توی عشق منو گرفتی،هوای نفس کشیدنم رو گرفتیبهم ثابت کردی که باز هم توی انتخاب استاد اشتباه کردم.بهم ثابت کردی بهت نگم استاد.خیلی بی انصافی.خیلی. پ.ن:پر از حرفم.ولی بزار باشه اگه "روزی" دیدمت بهت میگم.که ف
به اطلاع همکاران گرامی می رسانم که فراخوان «آنچه از دانش آموزم یاد گرفتم» از طرف گروه محترم استان اجرا می شود. همکاران می توانند آثار خود را در قالب کاریکاتور،شعر ، داستان، عکس و تا تاریخ 98/10/30 به گروه ارسال نمایندشیوه نامه از اینجا قابل دریافت است
فیلم| مهران مدیری: فکرنکنید عینک زدم قیافه گرفتم؛ خیلی گریه کردم!/ از نزدیک شیمیایی شده‌های سردشت را دیده بودران مدیری در نشست خبری فیلم سینمایی &laq.هیراد دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
سیلاااااااام رفقا ????چگونه اید؟؟؟؟؟؟وااااااهاهاهاهاهاییییییییی چقدر آی میس هیر شده بودم ????????????وب من جان من استباز تکرار کنم یا دیگ بسه؟خوشبختی ینی وسط جاده با نت 4G+ لم بدی رو صندلی تک نفره ی تمام چرم وی آی پیت ????آرههههههه اینجوریاس دقت کردین چقدر مودب شدم؟خودمم فهمیدمپرستاری خیلی متین و صبورم کرده ????????????????????از عجایب آفرینشه استاد پراتیک: شما که مث ما نیستید. ما ا نسل چراغ نفتی بودیم شما نسل انرژی هسته ای هستید ????????من هیچ من نگاهکارت
دل تنگم .افسرده ام .من رو فراموش کرده شاید وبلاگم را از یاد برده .دیگه یادی ازم نمیکنه .حالم خوب نیست دپرسم . افسرده ام .اینقدر ذهنم آشفته و درگیره که کلا هنگ کردم .فراموشی گرفتم شاید آلزایمر گرفتم .اطرافم پر از آدمه .ولی تنهام . کسی محرم دل ندارم .محرم دلهایم هم حال خوشی ندارند  .مغزم داره منفجر میشه چرا این اوهام و خیالات دست از سرم برنمیداره ؟؟؟؟ 
 نود درصد شادی های زندگی رو از دیروز از دست دادم.تصمیم گرفتم بالاخره رژیم بگیرم.همه گفتن خیلی عیبه چاقی.همیشه هم گفتم به کسی مربوط نیست اما به خودم مربوطه.از ۵۷ رسیدم به ۷۵ و حالا باید ۱۵ کیلو کم کنم تا تقریبا به وزن ایده ال برسم.حال من گریه داره.عاشق شکلات و بستنی و سیب زمینی و هر کوفتی که تصور کنین هستم اما حداقل تا ۶ ماه نباید بخورم.تصمیم گرفتم رژیم موسیقی هم بگیرم، تا ۴۰ روز که مغزم از اثرات منفی ش پاک بشه.این هم برام سخته.چون مسکنه و شادی آو
نمیدونم دارم چه غلطی میکنمیه وقتی خیلی تلاش کردم  علوم تجربی بخونم ، فیزیکدان بشم یا معلم علوم تجربی، یا استاد دانشگاه   بشم ، خیلی شوق داشتم چیزایی که یاد گرفتم به بقیه یاد بدم وقتی خانواده مخالفت کردن و مدیر هم پرونده امو نداد (می گفت درسخونه ، یکی از بهترین وکیلای این مملکت میشه ) اومدم علوم انسانی هر چند به علوم انسانی علاقه نداشتم ، به اقتصاد خیلی علاقه مند شدم تصمیم گرفتم حالا که مسیر زندگیمو عوض کردن ، یه تاجر بزرگ بشم ،  پول پارو کنم
بنام حق.شب برام ارزشمندتر شده، گرچه نور و روشنایی نوید و امیده ولی شب و تاریکی رازآلودش منو به خیلی چیزها نزدیکتر میکنه.اوایل دوسال قبل شبهایی که تو خونه تنها میموندم معنای غربتو بطرز خوفناکی حس میکردم ولی بعد یه مدت باهاش انس گرفتم . میگن آدمی بنده ی عادته، ولی خب من عادت نکردم؛ واقعا انس گرفتم.چه شبهایی که برای دل خودم کتاب خوندم و موزیک گوش دادم. چه شبها مناجات کردم. چه شبها اشک ریختم. چه شبها که صبح شد الحمدلله.ولی همون شبها کمک کرد ب
دانلود مداحی جواد مقدم با رنج و آه و حسرت من دیگه خو گرفتم+روضهامام موسی کاظم علیه السلام فرموده اند: بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند نماز است.(تحف العقول،ص455)
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبا رنج و آه و حسرت من دیگه خو گرفتمبرای آخرین بار با اشک وضو گرفتمکارم تو این اسارت لحظه شماری بودههمیشه روی قلبم یه زخم کاری بودهزخمی که بعد عمری تازه ی تازه موندهرمق برام نذاشته از بس منو سوزو
امروز اولین حقوقمو گرفتم ع عکاسیدیشب فیلمبرداری بودیم با صابکارم بعد اخرشب داشتیم از تالار میرفتیم خونه داماد دیدم گف بیا جلو بشین نشستم صندلی جلو گف میتونی ع شیشه دستتو ببری فیلم بگیری؟گفتم فک نکنم زیاد خوب بشه.دیدم سانروف ماشینشو زد گف برو رو صندلی از سانروف برو بیرون فیلم بگیر خلاصه منم رفتم فیلم گرفتم خیلی خوب شد????با اینکه دیشب لنز یکی ع دوربینا به دست من شکست و کلی گریه کردم صابکارم گف فدای سرت میخوام برم تهران خودم درستش میکنم.بعد ام
حدود دوماهه که دارم کار میکنم دوشنبه برا اولین بار یهو هری دلم ریخت پایین یه کیس داریم که اتیسم خفیفه مشکلات رفتاری داره و بیشترین مشکل رفتاریش خودآگاهی بالای جنسیشه سر کلاس نشسته بودیم که یهو اومد دس کشید رو گونه هام گف خانوم شما خیلی مهربونید انقد گیج بودم از رفتار تکانشیش که نتونستم مانعش بشم دوباره چن دیقه بعد گف من تحریکم هجوم آورد سمتم محکم جلوش ایستادم دستاش و گرفتم گفتم نه!گیر داده بود خواهش میکنم برا بار اخر که نذاشتم کارشو تکر
با صدای آلارام بیدار شدم سیاوش هنوز خواب بود بلند شدم موهامو با کلی بدبختی شونه کردم بلندیش تا زیر باسنم بود تصمیم گرفتم ببافمش موهامو دو قسمت کردم و بافتم و یکمشو کج ریختم تو صورتم کرم ضدآفتاب زدم و لباسهای مدرسه مو پوشیدم امروز وقت تلافی بود به ناخن هام لاک مشکی زدم و کیف و کفش مشکی مو برداشتم رفتم پایین صبحونه رو کامل خوردم و رفتم تا شروع کلاس نیم ساعت وقت داشتم تاکسی گرفتم و رفتم دم مدرسه جهانبخش دم در بود کسی نبود خواستم رد بشم گفت موهات
سیاوش: حالم خوب نبود اون که سرکلاس باهاش بد حرف زدم اینم از سیلی کاشی دستم میشکست نمیزدمش هرچی در میزنم فایده ایی نداره تصمیم گرفتم از پنجره برم ساعت‌ ۴ شب بود رفتم تو حیاط و از درخت کنار پنجره اتاقش رفتم بالا اخ عزیز من با حوله خوابیده نمیگه سرما میخوره پنجره بستم و یه دست لباس گرم برداشتم و با حوله اش عوض کردم و کنارش دراز کشیدم و کشیدمش تو آغوشم اخ عزیز من الهی دستم میشکست و نمیزدمت اما نمیدونی که خانوم جهانبخش چقدر بهم متلک گفت و من نتونس
بعد از کشمکش های زیاد، تجربه ی گفتگو و شرکت توی کلاس های اساتید خوب، در مورد موضوعی که اون روزا مود علاقه م بود و دغدغه م بود، بعد از حرفای زیاااد و طولانی با میم، با اساتید اون رشته، یک روز ترم 6، رفتم و برگه ی انصراف از تحصیل رو گرفتم و چند روز بعدش رفتم مصاحبه توی رشته ای که مورد علاقه ی اون روزهام بود.توی تموم این مدت،که به فکر تغییر و انصراف بود، فقط خودم بودم و خودم.هیچ کس دیگه ای نبود.همه ی اون حس ها،حال ها فقط مال من بود.روزی که برگه ی انصر
اکنون زمانی است که فقط چند قدم مانده که هفده ساله بشوم، قدم هایی که باید از میان گلستان بهار و جنگل تابستان بگذرد و به فصل خزان برسد، و.؟ آنگاه من برای هفدهمین بار متولد خواهم شد در دوازدهم آبانماه، روزی از دهان شخصی شنیدم که میگفت آبان نام فرشته ی نگهبان آبها بوده است ^_^ 
من در دومین ماه زیبای بهار برای اولین بار هنگامی که خود را در آیینه دیدم، و درست زمانی که دریافتم که دیگر بزرگ شده ام، با خود تصمیم بزرگی گرفتم، که هیچ وقت بزرگ نشوم، بله
امروز، آخرین روز ۱۷سالگی امنوجوانی ام با همه اتفاقات خوب و بد گذشتحس خوبیه????اما یاد گرفتم در زندگی این حس ها همون لحظه شادی میاره، اما خاطرات این لحظات شاد میشه غمی که بعدا ممکنه اذیتت کنه.یادگرفتم خاطرات تلخ رو اگ بخوای فراموش کنی ن تنها هیچ وقت موفق نمیشی بلکه فقط خودت رو عذاب میدی، در عوض باید اونها رو حل کنی و بپذیری.من پذیرفتم در زندگی باید خوشی ها و رنج های سطحی رو کنار بزنم و عمیق لذت ببرم ،جانانه رنج بکشم، رنجی که عین بزرگ شدنه.من
دانلود آهنگ جدید امیر عباس گلاب به نام عرفان
Download New Music Amir Abbas Golab – Erfan
امیر عباس گلاب عرفان
ابری شدن را آسان گرفتم باران گرفتو پایان گرفتمدر اوج اندوه در عمق دردم حال و هوای عرفان گرفتمبی معرفت ها آسوده باشید از بودن او ایمان گرفتمسر میدهم من بر پای این عشق از بس کنارش سامان گرفتمبا هر گناهی بی وقفه از او فرصت برای جبران گرفتماز هر که جز او خیری ندیدم هرچه دویدم کمتر رسیدم
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 320
ا
امروز همش سر کار بودیم :/ از هشت صبح تا ده شب با بابام و حمید و سعید برق کشی میکردیم یه چند وقته تپش قلب گرفتم دکتر گفته چیزی نیست اما اذیته ایشالا که زود خوب شه ورزش میکنم دمنوش هم میخورم زیاد حرفم نمیاد ینی حوصله ندارم میخام برم  
با من یه نفر دیگه هم تو تعمیرگاه زیر دست استادکارا  کار میکنه نه اخلاق درست حسابی داره نه مشتری مداری بلده و نه چیزی حالیشه ، صرفا ادعا و کارخراب کُنیه محضه  تازه 1 سال و 6 ماه هم هست که داره کار میکنه از وقتی پشت سرم یه سری حرفا زده باهاش حرف نمیزنمینی واقعیتش سگمم حسابش نمیکنم امروز دیگه حسادتشو به زبون آورد و به اوستا گفت چرا وقتایی که «پ»* تعمیرگاه نیست ، ازم تعریف میکنی و کارمو تایید مکنیهر وقت «پ» میاد خرابم میکنی و کار خراب کن میشم خو
این صاب کار عزیز ما خیال بیخیال شدن ندارهباز امروز زنگ زد مامان و کلی حرف که یه پسر خوبی هست و قصد ازدواج داره و ازززز قضا دختری مناسب تر از من براش سراغ ندارهمیدونی چیشد؟ اینبار مامانم گفت مشخصات پسره رو براش بپرسه تا با بابا م کنه ://///یعنی چی؟نه برا این اقا پسر، برا این مسئله، ازدواج، باز اضطراب گرفتم. دفعه دومیه که انقدر اضطراب میگیرم. و اینبار بیشتره. دفعه قبلی از ذهنم دور کردم و برای خودم حلش نکردم. نمیدونم اینبار چیکار میکنم. باز بیخ
از ابتدای امسال به دلیل پایین بودن حقوق دریافتی از خبرگزاری، تصمیم گرفتم یک تغییر اساسی در زندگیم از نظر مادی بدم به همین دلیل تمام دارایی خود را نقد کردم و ضدم توی کار کشاورزی و تولید محصولات کشاورزی مخصوصا صیفی جات و آلوئه ورا.البته کار آبا و اجدادی من کشاورزی نیست بلکه آنها حجره داری می کردند در میدان میوه و تربار القصه با چند نفری م کردم و تصمیم گرفتم که شروع کنم کار خرید و فروش صیفی جات را تا بتوانم از درآمدش کارگاه تولیدی صنایع تکم
اونقدر سرفه کردم از دیشب که دنده هام درد میکنه کمرم درد میکنهبا هرسرفه میمیرم و زنده میشم کبود میشم نفسم میره درست عین فصل بهار که دوماه زجر کشیدم داره همون روزا تکرار میشهاگر تکرار شه ایندفه میمیرممم میدونم بدنم جون نداره میدونم طاقتشو ندارم خوابم میاد ولی سرفه و درد اجازه خواب بهم نمیدن.این چه کوفتی بود تو یکسال دوباردچارش شدم؟؟؟نوبت دکتر خودمو گرفتم متخصص ریه تیست ولی دفه قبل بعد 6تا دکتر فهمید دردم چیهبرم پیشش خودش متخصص ریه معرفی کن
نفس : صبح با صدای آلارام بیدار شدم و هرچی مدرسه و درس لعنت کردم به زور از تختم جدا شدم و با چشمای بسته رفتم سمت دستشویی خواب خواب بودم که یهو محکم خوردم به کسی که دادم رفت هوا سرم به شدت درد میکرد میخواستم بزنم زیرگریه که با شنیدن صدای نگران سیاوش سعی کردم خودمو خوب جلوه بدم لبخندی زدم و چشمام یکم باز کردم و پریدم بغلش و دوباره چشمام روی هم گذاشتم که صدای خنده ی سیاوش بلند شد میدونستم داره میره سمت دستشویی خودمو زدم بیخیالی و بیشتر تو بغلش جمع
شعر با متن شعر
بنویسید مرا یار اباعبدالله
اولین بنده ی دربار اباعبدالله
منتظر مانده دیدار اباعبدالله
من کجا و سر بازار اباعبدالله
تا خدا هست خریدار اباعبدالله
عاشق آن است که دیدار کند یارش را
بارها جان بدهد دید اگر دارش را
باز آماده کند جان دگر بارش را
فاطمه پیش خدا، پیش برد کارش را
هرکه افتاد پی کار اباعبدالله
من پرم را به روی دست گرفتم،دیدم
جگرم را به روی دست گرفتم دیدم
سپرم را به روی دست گرفتم دیدم
تا سرم را به روی دست گرفتم دیدم.
‍ گفتگوی من با جلال الدین، روز به روز آتشین تر و عاشقانه تر شد و در گلشن خاطراتم، گلبوته های کلان روئید و سخنان آتشناک او در جان عطشناک من، عظیم کارگر افتاد.یک روز، از دست او قوت اخلاق گرفتم و دیگر روز از چشم او شراب اشراق؛ و دمی نبود که با او همدم نباشم.
خیلی خوشحالم که این کتاب رو خوندم. کلی نکته از توش یاد گرفتم و تعدادی از نگرانی هام هم برطرف شد. گذاشتمش سر دست، که سالی یه بار مرورش کنم چون خیلی از نکاتش مال سنین بالاتر از نوپایی بود. #معرفی_کتاب #معرفی_کتاب_بهار #راهنمای_بهبود_روابط_خواهر_و_برادرها #پت_اسپانگین و #ویکتوریا_ریچاردسون ۱۷۵ صفحه #انتشارات_صابرین
پاییز امسال برای سومین بار، «آناکارنینا» را از کتابخانه موزه صنعتی امانت گرفتم. پیش از خواندن این کتاب، قطار برایم صرفا وسیله‌ای جهت حمل و نقل بود؛ اما پس از خواندن آن و آشنایی «آنا» و «ورونسکی» و صحنه پایانی حضور «آنا» در کتاب، مفهوم قطار به کلی برایم تغییر کرد. بخشی از راه‌آهن کرمان به‌واسطه یک پل از روی بلوار ورودی شهر می‌گذرد. هر روز با ماشین، اتوبوس و گهگاهی پیاده از زیر این پل رد می‌شوم و هیچ‌گاه به فکر قدم زدن بر روی آن نیوفتاده ب

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

پروژه درست یا غلط ؟ افکت ایران بزرگ منش ویکی‌پدیا هر چی بخوای سئو آباد فلزیاب دفینه | مهندسان معدن یاب شرکت بین المللی برنطین کیش (نوروز میرزاده) بیگ گو