نتایج جستجو برای عبارت :

جوری ک خودش بفهمه رابطموباش کم کردم میگف تونداری دلشو ک بخای ترکم کنی گفتم اینکه چیزی نیس من سیگارمم ترک کردم

دانلود آهنگ تو که برام هیچی نيستی من حتی سيگارمم ترک کردم
 
مامان من روز اول گفت این دختره نيس برا تو
گفت میدونم دوسش داری ولی عزیزم این نيست برا تو
گفتم نه این یکی فرق میکنه با بقیه برام
بابام بم خندیدو گفت اینم کرده تیز برا تو
این آخریا هی ميگفت چرا اخلاقام فرق کردن
جوري که خودش بفهمه رابطمو باهاش کم کردم
ميگفت تو نداری دلشو یه روز بخوای ترکم کنی
تو که برام هیچی نيستی من حتی سيگارمم ترک کردم
 
برای دانلود به ادامه مطلب بروید
 
&nbs
آهنگ بگذر مهستی یده تو را نگاه کردم . آری به خدا گناه کردممن راز تو را به عرش گفتم . من راز تو را به عرش گفتممن شکوه تو به ماه کردم . من شکوه تو به ماه کردممن نامه خود . سیاه کردم . من نامه خود . سیاه کردممن هستی خود تباه کردمبگذر . بگذر . بگذر که من اشتباه کردمبگذر که من اشتباه کردمای بسته کتاب مهربانی . ای رفته به کوی بی نشانیای لعل لب تو . نوش دارو . ای لعل لب تو . نوش داروای بوسه ات آب زندگانیمن نامه خود . سیاه کردم . من نامه خود . سیاه کردمعکس و ب
گفت: به خدا اعتقاد داری ؟گفتم: با تمام وجود حس اش کردمگفت: چه جوري ؟گفتم: هر کسی خودش باید خدا رو یه جوري پیدا کنه حس کنه یا شایدم لمس اش کنه و صداشو بشنوه منم وقتی هشت سالم بود دنبال خدا گشتم میخواستم ببینم اصلا هست یا نهمیخواستم ببینم اون خدایی که پنج شنبه ها توی صف مدرسه بعد از دعای فرج سه بار بلند صداش میکردیم و ميگفتیم خدااا اصلا صدامونو میشنوه !؟میخواستم پیداش کنم و بهش بگم ارزوهامو. فکرامو .تصوراتمو چيزي ازش نمی خواستم فقط میخواستم
مامانو صدا کردم و بهش گفتم خبرای خوب دارم. گفت: «به‌‍ به. به سلامتی. چه خبره؟» گفتم:«هیچی. دارم تکامل پیدا می‌کنم.» خندید. گفت:«منظورت اینه که داری عاقل می‌شی؟» گفتم:«نه. من الان یه صفحه‌ی سفیدم مامان! خالی از انتظار. تعلق. دلبستگی. امسال منتظر نموندم کسی بفهمه وجود دارم. نشستم تو کنج عزلتم قهوه‌م رو سرکشیدم و تنهایی‌مو با معشوقم جشن گرفتم. قشنگه وقتی سالت نو می‌شه دلتنگ نباشی مامان. من دیگه خودمو بلدم. واسه همینم دیگه وقتایی که تنهام عاجز ن
تو یک مغازه پرده فروشی بعنوان حسابدار کار کردم اونجا یک پسره بود شونزه سالش بود با ادب و خوشتیپ بود از مدرسه اخراج شده بود کار میکرد.بهش گفتم میخوای چیکاره شی ؟ گفت نمیدونم ، بچه بودم میخواستم پلیس شم دکتر شم از اینا بعد رفتم انسانی میخواستم وکیل شم ، گفتم الان چی گفت الان نمیدونم.بهش گفتم اون چيزي که آدمو موفق میکنه این نيست که از سن کم کار کنه اون چيزي که آدمو موفق میکنه اینکه هدف داشته و بدونه میخواد چیکاره شه.پینوشت : حالا این قضیه منه
تو چنگ ابرای بهارافتادم و در نمیامچشمامو سرزنش نکناز پسشون برنمیامپیر شدم تو این قفسیکم بهم نفس بدهرحم و مروتت کجاستجوونیامو پس بدهفکر نمی کردم بذاریزار و زمینگیر بشمفکر نمی کردم که یه روزاین جوري تحقیر بشماون همه که دلم براتبه آب و آتیش زده بودحتی اگه سنگ بودیدلت به رحم اومده بوددلش نخواست و نمی خوادیه روز به حرفام برسهشاید می خواد رقیب منبه آرزوهام برسه که این همه بخت من تقله ی خوشبختی کجاستازت می خواستم بمونیبهت می گفتم که نریاین
4 تای اول رو چند وقت پیش گذاشته بودم پروفایل تلگرامم6 تای بعدی رو هم امشب اضافه کردموحید گفت خنده هات ترسناکن پاک کن. گفتم فعلا فازم اینه بعدا شاید پاک کنم.و بعد برای اینکه کاملا لج کرده باشم گفتم اینجا هم پستشون کنم.+ وحید موفق شد. 5 تا جدید رو پاک کردم. فقط آخریو نگه داشتم.ولی اینجاییارو ک پاک نمیکنم. والا.
برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردمحیف از آن عمر که در پای تو من سرکردمعهد و پیمان تو با ما و وفا با دگرانساده‌دل من که قسم های تو باور کردمبه خدا کافر اگر بود به رحم آمده بودزآن همه ناله که من پیش تو کافر کردمتو شدی همسر اغیار و من از یار و دیارگشتم آواره و ترک سر و همسر کردمزیر سر بالش دیباست تو را کی دانیکه من از خار و خس بادیه بستر کردمدر و دیوار به حال دل من زار گریستهر کجا نالهٔ ناکامی خود سر کردمدر غمت داغ پدر دیدم و چون در یتیماشک‌ریزان هوس د
به نویسنده دوم گفتم بیا باهم یه کاری رو شروع کنیم.انقد ناز داره که انگار ازش خواستگاری کردم!از اون خواستگاری هایی که میدونی جواب مثبته ولی دنبال خودش می‌کشونتت که مثلا من سخت انتخابت کردم! :| این پست هم می‌مونه برای وقتی که بله رو گفتن و اومدن تو وبلاگ آدم شو داره دیر میشه!
چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردمچرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در توبه خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردمخیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو ترمن اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردمفشردم باهمه مستی به دل سنگ صبوری رازحال گریهٔ پنهان حکایت با سبو کردمفرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر توسرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردمصفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما راولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردمملول
چه کاری ما کردمسیل تو کردم بدکاری کردمچه کاری ما کردمای وای چه کردم سیل تو کردمتو گلی ماشالا نمیری ایشالاعاشقت شدم ناز داری والاتو گلی ماشالا نمیری ایشالاعاشقت شدم ناز داری والا♫♫♫عزیزم بندرییم بندریمستم بر من نکن که رفتنیماز اینجا تا به شیراز خیلی راهه[Music] Darkhasti
نفسی داشتم و ناله و شیون کردمبی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردمگرچه بگداختی از آتش حسرت دل منلیک من هم به صبوری دل از آهن کردملاله در دامن کوه آمد و من بی رخ دوستاشک چون لاله سیراب به دامن کردمدر رخ من مکن ای غنچه ز لبخند دریغکه من از اشک ترا شاهد گلشن کردمشبنم از گونه گلبرگ نگون بود که منگله زلف تو با سنبل و سوسن کردمدود آهم شد اشک غمم ای چشم و چراغشمع عشقی که به امید تو روشن کردمتا چو مهتاب به زندان غمم بنوازیتن همه چشم به هم چشمی روزن کردمآشیانم
خب، هستی ِ خسته به میدان آمد تا اعلام کنه بالاخره اولین رابطه عاطفی ‍ش با شکست، به پایان رسید ((: خنده داره؟ نه. معلومه که نه. بعد از اینکه گفتم این همه وقت نبودی الانم نمیخوام باشی یه حسی تو دلم گفت ایول، بالاخره کار درست رو کردی. رفتم اتاق ف. و با اضطراب بهش گفتم تموم شد،تمومش کردم، شروع کردم به گریه کردن و بعد خندیدم و گفتم یعنی همه ارزش من براش یه «باشه.» بود؟ خب بود هستی و الان می بینم این رابطه ای نبود که بگم کیفشو کردم بهاشو دادم. یه رابطه
گفت."حمید"، بریم بیرون بگردیم؟گفتم الان که بیرونیم!گفت نه! بریم یه جا که خیلی آروم باشه، یه جایه قشنگیه جایی که دلمو قرص کنه.همینطور که ماشینو تو کوچه های تنگ و شلوغ میروندم، شروع کردم به فکر کردن! کجا می تونستم ببرمش؟! جایی که هم قشنگ باشه هم دلشو قرص کنه و هم بنزین ماشینم تموم نشه
 
خلسـه
از وقتی اومدم خونمون همه چی بوی کنکور میده! اصن یه چی میگم یه چی میشنوی!ولی خب باید بشینم پایان ترمای دانشگاهو بخونم. و خب. بعدش باید شروع کنم. یه شروع مهم خیلی مهم دیشب استاد ادبیاتمون تو گروه گفت هرکی اینستاگرام بازه بیاد پی ویم.رفتم تو پی وی استاد و بهش گفتم"سلام! شبتون بخیر،من اینستاگرام  ققهاری نيستم ولی اگه کار فرهنگی باشه انجام میدم مخصوصا در راستای کتاب و کتابخوانی" بعد جواب داد که"دقیقا برای همین کار میخوام" و بعد به وویس درراب
بچه‌ها روان‌کاوانِ بی‌تابلو و مدرک‌اند. به تخت و صندلی هم نیازی ندارند. نگاهت می‌کنند و سوالی ساده می‌کنند که سال‌هاست درباره‌اش از خودت چيزي نپرسیده‌ای و بعد همه‌چی تمام است. باید حرف بزنی و در این حرف‌ها همیشه رازهایی رو می‌شود که خیلی وقت است پنهان کرده‌ای. این‌بار سروش صحت در اتاق روان‌کاویِ پسرش، گیر افتاده است.
«یه سوسک تو توالته بیا بکش.» «خودت بکشش خب.» «من می‌ترسم.» این گفت‌وگوی من با پسر سیزده‌ساله‌ام بود. داشتم تلویزی
یه بار تو دبیرستان اردو ما رو بردن به کوهخیلی خسته شدیموقتی برگشتیم دوستم می خواست بره خونشون و چون خونه شونو جا به جا کرده بودن و از مدرسه خیلی دور شده بود پیشنهاد کردم شب بیاد خونمون واسته وصبح با هم بریم مدرسه که خیلی نزدیک خونه ما بود.شب گفت خیلی رگهای پاهام گرفته و من گفتم یه کم ماساژ  می دم خوب شه.دمر خوابید و من شروع کردم به ماساژژ دادنش.وسط ماساژ با اضطراب دستمو بردم جای باسنش و باسنشو هم ماساژ دادم.گفت فقط بلدی باسن ماساژ بدی؟گفتم: ن
????حسرت های آدم  ????یه پرستار استرالیایی بزرگ ترین حسرت های آدم های در حال مرگ رو جمع کرده و پنج حسرت رو که بین بیشتر آدم ها مشترک بوده منتشرکرده ????اولین حسرت: کاش جرات اش رو داشتم اون جوري زندگی می کردم که می خواستم٬ نه اون جوري که دیگران ازم توقع داشتن.????حسرت دوم: کاش این قدر سخت کار نمی کردم.????حسرت سوم: کاش شجاعت اش رو داشتم که احساسات ام رو به صدای بلند بگم.????حسرت چهارم: کاش رابطه هام رو با دوستام حفظ می کردم.????حسرت پنجم: کاش شادتر می بودم 
امروز مادر شوهر آمد اینجافارغ از اینکه توی خانه چيزي برای پذیرایی نبود و خجالت کشیدم، متوجه شدم سواد جدول ضربم هم نم کشیده.داشت ميگفت از اول فروردین تا حالا هر ماه باید ۹ تومن اضافه میداده رو قسط وامش.منم در یک حرکت ریاضی دانی  حساب کردم و گفتم خب ۹ ۹ تا ۳۶ تا ینی ۳۶۰ بدهکاری. اونم چيزي نگفت ، بعدش خودم یه حساب کردم دیدم ۹ ۹ تا میشود ۸۱ نمیدونم. حس میکنم از این یه مورد تو زندگیم زیاد استفاده نکرده بودمبیشتر محاسباتم حدودای سه هفتا و ۴ ۴ تا ب
 این نیمه شب را با غمی جانسوز سر کردموقتی نباشی تا ابد اینگونه دلسردمهر بار گفتم در جهان تنها تو را دارم.با رفتنت احساس کردم از جهان طَردمبگذار آرامش بگیرم از حضور تواین سال ها دنبال آغوش تو می گردمفریاد کردم بار ها این عشق را، امابا اینهمه فریاد هم درمان نشد دردموقتی که از تو می نوشتم نیمه های شببغضم شکست و باز هم طاقت نیاوَردم شاعر: مهدی ملکی الف
یکی از بزرگان می‌گفت: ما یک گاریچی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می‌گفتند.
یک روز مرا دید و گفت: سلام. ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید!؟
گفتم: بله!
گفت: فهمیدم. چون سلام هایت تغییر کرده است!
من تعجب کردم، گفتم: یعنی چه!؟
گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می‌گرفتی، حالم را می‌پرسیدی. 
همه اهل محل همین‌طور بودند. هرکس خانه اش گازکشی می‌شود، دیگر سلام علیک او تغییر می‌کند…
از اون لحظه، فهمی
یکی از بزرگان می‌گفت: ما یک گاریچی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می‌گفتند.
یک روز مرا دید و گفت: سلام. ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید!؟
گفتم: بله!
گفت: فهمیدم. چون سلام هایت تغییر کرده است!
من تعجب کردم، گفتم: یعنی چه!؟
گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می‌گرفتی، حالم را می‌پرسیدی. 
همه اهل محل همین‌طور بودند. هرکس خانه اش گازکشی می‌شود، دیگر سلام علیک او تغییر می‌کند…
از اون لحظه، فهمی
اونی که عشق منه اینو گفتم به همه یه فرشته س رو زمین که شبیه آدمه
توی عشق وسواسیه یه آدم حساسیه چه به من میاد ببین مثل خودم احساسیه
میگه که دوستم داره و منو درکم میکنه اگه دلشو بشکنم میره و ترکم میکنه
میگم که دوستش دارم و جونمو من میدم براش دارو ندارم و میدم رو لب بمونه خنده هاش
اونی که عشق منه اینو گفتم به همه یه فرشته س رو زمین که شبیه آدمه
توی عشق وسواسیه یه آدم حساسیه چه به من میاد ببین مثل خودم احساسیه
با همه خوب و بدش می خوام کنارش بمونم آ
????????:دیشب یه نفرو کنار جاده سوار کردمکلی غافلگیر شد ازم پرسید ولی چی شد منو سوار کردی از کجا معلوم که من قاتل زنجیره‌ای نباشم؟گفتم آخه با خودم فکر کردم احتمال اینکه دو تا قاتل زنجیره‌ای شانسی با هم تو یه ماشین قرار بگیرن چه قدره؟☠???? یارو از ترس رنگش شد گچ ????????????????
دیروز بود اون روزی که 9 ماه من براش جنگیدم و گفتم مثل وضع حمل میمونه ولی احساس میکنم دلم هیچ وقت شاد نمیشه من خیلی غصه دارم . الان میخوام بنویسم بغض کردم کی یادش میره دیروز منو الان قلبم داره تیر میکشه چه به روز من امد و چه تشکر غرایی از من شد بعد از 9 ماه تلاش باید از فردا شروع کنم برنامه ریزی برای مرور دوباره بابت ازمون مشاوران خدایا من دگ کلا باهات حرفی ندارم شب قبلش گفتم راضیم به رضای تو ولی فرداش گفتم خدااییااا کری؟؟ کوری؟؟ و هزا
متن آهنگ گریه ها ای خدا خوب می دونم من چه گناهی کردممتن آهنگ ای خدا خوب می دونم من چه گناهی کردم ای خدا خوب می دونم من چه گناهی کردممی دونم تو زندگی چه اشتباهی کردمخونه امید و شوهرم رو کردم رهامن خطا کردم می دونم تو ببخشم خداتوی این مرداب نيستی یا به دادم برسMy Songs
801.رقم جذبم کرد. چه خوبه که 801 امین پست وبلاگم مربوطه به اولین روز این هفته.هفته معجزه و عشق . این حسیه که گرفتم . بارون صبح مععععرکه بود  معررررکه  جوري که عشق کردم واقعا. امتحان الکترونیک داشتم مه خوب بود. بعد امتحان دیدم تو این هوا فقط موسیقی خوبه، فقط. به نیما گفتم بریم اتاق پیانو . و یک ساعت بعد، بعد از رسوندن هانیه به تربیت  از تربیت تا کانونا رو پساده رفتیم،  و صدای پیانویی که ترکیب می شد با حال خوب من.  همونجا روی درونم تمرکز کردم. :) 
ولی اونایی که بم تبریک نگفتن خیلی بیشتر بودن حتا اونایی که فک میکردم نزدیکامن نگفتن .حتا پدرامم نگف .پدرام بدرک ولی فک میکردم ارمان ب درک .حالا هم نشستم گریه میکنم !خاک تو سرم!همه چتامونو پاک کردم کاری که فک میکردم نتونم کنم همه چتامونو پاک کردم شمارشم پاک میکنم صبر داسته باش  !یادم باشه فقط اونایی ک به یادم بودن ادمای منن .حتا زهره نگف که دکتره خودش و همیشه ميگف .امسال از یاد همه رفته بودم
من که درداتو بغل کردم برات دستمو تا ته عسل کردم براتمن که بارونی شدم دور و برت اما خورشیدو گرفتم رو سرتای دلیل گریه ی رو گونه هام رفتی بالا اما از رو شونه هامفکر میکردم مثل جون بودم برات اما نه من نردبون بودم براتمن کنار هیشکی دردم کم نشد من رفیقامم عوض کردم نشدهمه ی یک جوري نشون دادن بدن اونا که دورم بودن دورم زدنمن کنار هیشکی دردم کم نشد من رفیقامم عوض کردم نشدهمه ی یک جوري نشون دادن بدن اونا که دورم بودن دورم زدنمن که یه عمره صدامو میخورم چو
من که درداتو بغل کردم برات دستمو تا ته عسل کردم براتمن که بارونی شدم دور و برت اما خورشیدو گرفتم رو سرتای دلیل گریه ی رو گونه هام رفتی بالا اما از رو شونه هامفکر میکردم مثل جون بودم برات اما نه من نردبون بودم براتمن کنار هیشکی دردم کم نشد من رفیقامم عوض کردم نشدهمه ی یک جوري نشون دادن بدن اونا که دورم بودن دورم زدنمن کنار هیشکی دردم کم نشد من رفیقامم عوض کردم نشدهمه ی یک جوري نشون دادن بدن اونا که دورم بودن دورم زدنمن که یه عمره صدامو میخورم چو
این لیپوزوم لعنتی رو نمیتونم پیدا کنم :))) ۴ ساعت بی وقفه سرچ کردم سرچ کردم سرچ کردمبهترین حالتی که پیدا کردم با لیگاند بود ولی من لیگانداشو نمیخوام :((( بیاین کمک کنید و اگه فایل ساختار لیپوزوم با پسوند pdb دارید واسم بفرستین :))))))هل من ناصر ینصرنی :))))
شبها بعد از خواب پسرم سری به مقالات روانشناسی و سخنرانی بزرگان علمی میزنم چند روز پیش گفتم دیگه وقتشه که به خوندن پایان بدم و شروع کنم به عملبرای همین اولین جمله ای که خوندم رو جدا معنیش رو پیدا کردم که یعنی چی دقیقاتعیین هدف"با همسری هدفمون رو مشخص کردیم رفتیم که گام های بلندی برداریم بسمتشمن هم لپ تاپ رو روشن کردم همراه با آموزش های خواهری پیش میریمتا الان داشتیم کار میکردیمخوابمون گرفت باید 6صبح دوباره بیدار شمهمسرم میگه تو اهل کار نيست
یه آهنگه از نوار سی دی بنفش اون سالها،خیلییی دوسش داشتم و برام حال خوبی داشتبعد که سی دی رو شکوند‌ سالها بعدش از شدت علاقم  رفتم دنبالش پیداش کردم آهنگه رو و دانلود کردمهمیشه گوش نمیدادم تا اون حال خوبه اونروزا از بین نره و برام تداعی کننده اونروزا باشهالان رفته دانلودش کرده بیس چاری پلی ش میکنه و میگم تو میدونی این آهنگو‌ خیلی دوست دارم من؟گفت منم به یاد اون روزا دانلودش کردمگفتم نکن .خاطره ام بد میشه ،عوض میشه. گوشش ولی بدهکار نيست :/خیلی
امروز هم مهمان همان اتوبوس ِ زرد رنگ و رو رفته بودم. برخلاف دفعه پیش پر از آدم بود و هوایش سنگین. یک آهنگ با زبان چینی پخش کردم، صدایش را هم زیاد کردم و تمام مدت تا رسیدن به آخرین ایستگاه، با لکه‌های روی شیشه برای خودم تصویرسازی کردم. امروز دلم از پیاده‌رو ها گریزان بود. به «فنجانه» روبروی ایستگاه ِ تاکسی‌های زرد رفتم. لاته و کروسان سفارش دادم. پشت کردم به همه آدم‌های درون کافه، رو به بلوار و درخت‌هایش نشستم و «پاییز فصل آخر سال است» را باز
یه بارم چهارتا دختر سوار کردم، یه یارو جلو ماشینمو گرفت گفت خانوما کی باشن؟ گفتم مگه پلیسی؟ گفت میگم خانوما کی باشن؟ گفتم مادرامن همشون. گفت احمق کناریت خواهر منه، بیا پایین دایی کار داره باهات.انقدر گریه کردم تا دختره برام مادری کرد منو از دست داداشش نجات داد.تکست ناب
جملاتی زیبا از چارلی چاپلین
چارلی چاپلین
وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدمو هر شب یک آرزو می‌کردممثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛ می‌گفت می‌خرم به شرط اینکه بخوابی. یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ می‌گفت می‌برمت به .شرط اینکه بخوابی.یک شب پرسیدم اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟ گفت می‌رسی به شرط اینکه بخوابی. هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم.اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند
به نام خداامروز یه سر رفتم مدرسه ی پسرم برای پرس و جوی از پیشرفت درسهاش.برگشتنی سوار تاکسی شدم،جلوکنار راننده نشستم.راننده برگشت یه طوری بهم نگاه کرد وپرسیدخبردارین نون گرون شده؟ باتعجب دوروبرمو نگاه کردم و گفتم بامن بودید؟!!اونم گفت بله دیگه. بعد مکثی کردمو باخودم گفتم یعنی اینقدر قیافه ی من شبیه وزیر کشاورزی و نهادهای مالی دولته ؟؟؟ بهش باپوزخندی گفتم شمابگو چی گرون نشده؟اونم از جواب نغز من گل گرفت وشروع کرد به بحث یتهش به نتیجه ای
هوا تاریک بود
تنهانوری که میدیدم نور آتیشی بود که هر چند دقیقه ای یکبار هیزم در دلش می انداختم
صدای موج های خروشان دریا، همه صداهای اضافی رو قطع کرده بود
شب ارام ودلنشینی بود !
سوختن چوب درآتیش و صدای اموج دریا ،شنیدن هردوشون باهم دل انگیز بود
صدایی از پشت سر گفت: سیب زمینی تو آتیش انداختی ؟
برگشتم و نگاهش کردم
چهره اش را ندیدم.تاریک بود!
امد کنارم نشست
پرسید چن وقته ؟
گفتم چی؟ چند وقته ؟
گفت چند وقته ممنوع الخروج شدی؟
منظورشو فهمیدم
جملاتی زیبا از چارلی چاپلین
چارلی چاپلین
وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدمو هر شب یک آرزو می‌کردممثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛ می‌گفت می‌خرم به شرط اینکه بخوابی. یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ می‌گفت می‌برمت به .شرط اینکه بخوابی.یک شب پرسیدم اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟ گفت می‌رسی به شرط اینکه بخوابی. هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم.اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند
جملاتی زیبا از چارلی چاپلین
چارلی چاپلین
وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدمو هر شب یک آرزو می‌کردممثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛ می‌گفت می‌خرم به شرط اینکه بخوابی. یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ می‌گفت می‌برمت به .شرط اینکه بخوابی.یک شب پرسیدم اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟ گفت می‌رسی به شرط اینکه بخوابی. هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم.اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند
با دیدن کارم غش غش خندیدن و پسر اولیه یکم خم شد و گفت:_خیلی جذابی.چپ چپ نگاهش کردم و گفتم:_برو عمو این حرفا به تو نیومده. برو دوغتو بنوش.تک خنده ای کرد و گفت: این پایتخت نبود مردم می خواستن چی به زبون بیارن خداداند.با تحقیر نگاهی به سر تاپاش کردم و گفتم:_این دانشگاه نبود چطوری پسرای دهاتی میخواستن با دخترا رفیق بشن؟ بهش برخورد، چون با عصبانیت گفت:_چی گفتی؟ _همین که شنفتی!با حرص گفت: نه دوباره بگو جوجه فکلی.
زندگی برتر
جملاتی زیبا از چارلی چاپلین
چارلی چاپلین
وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدمو هر شب یک آرزو می‌کردممثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛ می‌گفت می‌خرم به شرط اینکه بخوابی. یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ می‌گفت می‌برمت به .شرط اینکه بخوابی.یک شب پرسیدم اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟ گفت می‌رسی به شرط اینکه بخوابی. هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم.اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند
سیاوش بم پی ام داده ،بش گفتم دو شبه دارم خوابتو میبینم بکش بیرون ع من،میگه دوستت دارم،میگه تو گل منی‌،میگه عاشقتمولی زر زیادی زد منم گفتم من ازدواج کردم ،نامزد دارم،گف خو زودتر ميگفتی چشم به مال مردم نداشته باشم ،گفتم حالا که بهت گفتم بکش بیرون برو دنباله زندگیت،گف باشه و معذرت خواهی کرد و خدافظ
یک‌ نظر بر یار کردم یار نالیدن گرفت یک نظر برابر کردم ابر باریدن گرفتیک نظر بر باد کردم باد رقصیدن گرفت یک نظر بر کوه کردم کوه لرزیدن گرفترنگ زردم را بیین برگ خران را یاد کن با بزرگان کم نشین افتادگان را یاد کنمرغ صیاد توام افتاده ام در دام عشق یا بکش یا دانه ده یا از قفس آزاد کنتکیه بر دیوار‌ کردم خاک بر فرقم نشست تکیه بر دیوار‌ کردم خاک بر فرقم نشستخاک بر فرقش نشیند آن که یار از من گرفت خاک بر فرقش نشیند آن که یار از من گرفتتکیه بر دیوار‌ کر
متن آهنگ بیقرارم از ایمان حجری
دانلود موزیک جدید,تکست آهنگ  مثل پروانه پیله کردم باز,دانلود متن اهنگ  مثل پروانه پیله کردم باز,کد آوای انتظار همراه اول  مثل پروانه پیله کردم باز,دانلود بهترین آهنگها,Text Music & Download music,دانلود آهنگ جدید,متن موزیک  مثل پروانه پیله کردم باز,Iranian Music,دانلود اهنگ گلچین شده,متن ترانه  مثل پروانه پیله کردم باز,کد آهنگ پیشواز ایرانسل  مثل پروانه پیله کردم باز,mp3  مثل پروانه پیله کردم باز,  مثل پروا
داشتم زندگی ام را می کردم مثل یک دختر خوب ، می رفتم و می آمدم ، می خوردم و می خوابیدم و بیدار می شدم ، بسیار دلتنگ می شدم و گاهی کمی خوشحال ، می خواندم و می نوشتم و می شنیدم ، که از آسمان آمدی و هر بار که خندیدی دل من ریخت ، هر بار که خندیدی به خدا گفتم این لحظه را بی زحمت تا ابد کش بده _ بماند که حواسش پرت بود _ ، هر بار که خندیدی خیال کردم الان است که دیوانه شوم ، خیال کردم الان است که دلم بیافتد توی آتش ، بعد دنیا یخ ببندد و ، تمام آدم ها توی یخبند
چند روز پیشا با مامان دکتر بودیم امشب هم تا الان تو صف انتظار سنو سر در نیاوردم.اما خب میخواستم بنویسم روزی رفته بودیم دکتر از کار رفته بودم منتظر بودم مامان بیاد .ی خانم اومد گفت هر چی کمک کنی. ب پدر و مادرت دستتو میگیره واقعیت داره.یاد این افتادم ب بابا گفتم. بابا دعا کن من رانندگی قبول بشم قول میدم هر جمعه ببرمت بیرون.قولی بود که تمام تلاشم رو کردم انجام بدم .الان چند هفته بیشتره متاسفانه دقیقا واسه کمر درد کاری نمیتونم براش کنم.امشب رفت
ولی مادر شدن واس همینه که خیلی فرق داره. دیشب که برگشتیم تو خونه هم گریه کردم ولی مامانم یه حال دیگه ای داشته، میگه دیشب هی از خواب بیدار میشدم ميگفتم مادرش چه جوري طاقت میاره.+ اولین باری که زایمانو از نزدیک دیدم تو دوران استاژری بود، اومدم خونه کلی جلو مامانم گریه کردم و ازش طلب بخشش کردم.
یاد اون روز میوفتم که بهت بد کردم یاد اشکات افتادم گریه کردی که برگردم اون روز بهونه آوردم گفتم نمیخوام وابسته شی حالا عشقم واسه همیشه از جلوی چشمم پا پس کشید آهت گرفت منم زندگیم عین تو نابود شد منم دلم تنگ خاطراتم باش تو بارون شد[Music] Darkhasti
قضیه بر می گرده به چند سال پیش، بعد از اینکه مادرم فوت کرد. واسه اینکه از خاطرات خونه خلاص بشم یه آپارتمان توی ساختمونی چند طبقه اجاره کردم، اما خیلی زود فهمیدم توی همسایگیم یه مادر و پسر زندگی می کنن که از شانس من پسرِ هم اسم من بود! مادرش هم دایم اون رو صدا می زد، لحن صداش طوری بود که حس می کردم مادرم داره صدام می زنه. روزهای اول کلی کلافم می کرد. اما بعدش سعی کردم از این اتفاق لذت ببرم، شروع کردم به جواب دادن! مادرِ اون ور دیوار به پسرش می گفت: ش
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
آخرین امید شاهین اردبیل مدرسه آنلاین دانلود آهنگ جدید دانلود رایگان Rubik98 offerme دانلود فایل تحقیق مقاله نرم افزار کتاب برنامه مرجع بزرگ آموزش آهنگسازي و مسترينگ