نتایج جستجو برای عبارت :

باجداییات کرده بودم عادت وای وای نگو از گذشته دیگه نمیخوام یادم چی بهم گذشته

Download New Music,دانلود آهنگ  رضایا و ۲AFM و طوفان و شایان به تو عادت کرده بودم کیفیت 320,دانلود موزیک  رضایا و ۲AFM و طوفان و شایان به تو عادت کرده بودم,Text Music & Download music,دانلود   رضایا و ۲AFM و طوفان و شایان به تو عادت کرده بودم,دانلود بهترین آهنگها,Iranian Music,دانلود آهنگ 97 ,دانلود اهنگ ایرانی,mp3  رضایا و ۲AFM و طوفان و شایان به تو عادت کرده بودم,کد آواي انتظار همراه اول  رضایا و ۲AFM و طوفان و شایان به تو عادت کرده بودم,  رضایا و ۲AFM و طوفان و شای
شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودمبه جلد رهگذر اما در انتظار تو بودمنسیم زلف تو پیچيده بود در سر و مغزمخمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودمهمه به کاری و من دست شسته از همه کاریهمه به فکر و خیال تو و به کار تو بودمخزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گلدر آرزوی شکوفائی و بهار تو بودماگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاریتو یار من که نبودی منم که یار تو بودمچو لاله بود چراغم به جستجوی تو در دستولی به باغ تو دور از تو داغدار تو بودمبه کوی عشق تو راضی شدم به نق
من کلا آدم خاطره بازی نیستم.شاید یه زمانی روزها و ساعت ها رو از حفظ میکردم که مثلا ماه پیش چنین ساعتی فلان اتفاق افتاد؛اما حالا کوچکترین مناسبت رو يادم نمی مونه.یعنی نميخوام يادم بمونه؛چون دلیلی نمیبینم که ذهنم رو برای چيزهای "بیهوده" اشغال کنم.نمیدونم؛شاید بخشی از خودم رو توی گذشته جا گذاشتم،گذشته ای که هیچوقت نميخوام بهش برگردم!
دلم میخواد تموم گذشته و خاطرات و تصمیمای درستو غلطمو بذارم تو یه چمدون. درشو ببندم و بندازمش تو دریا. یه زندگی کاملا جدیدو شروع کنم. با یه اسم و چهره جدید.اونقدر تو زندگیم هنگِ گذشته بودم که ديگه بُریدم انگار. واقعا نميخوام اینجوری باشه اوضاع. که هر از چند گاهی غرق بشم تو خاطرات و فکر کردن به اتفاقا و آدمایی که ديگه نیستن و نخواهند بود.But dreamers. They never learnThey never learn
همه پست ها پاک کردم . خیالم راحت شد . ديگه اون حرفا حرفای من نبودن ! زندگی آدما عوض میکنه . دیشب به اوج مشکلات خودم رسیدم . فهمیدم چه قدر خدا دوستم نداره . چه قدر دوست داره اشک منو ببینه . من خیلی جنگیدم . سعی کردم آدم خوبی باشم . سعی کردم به خواسته هام برسم اما نزاشتن . . گاهی توی یه شب عوض میشی . ! ديگه هیچي نميخوام . کاری به کسی هم ندارم . هیچ احساسی هم ندارم . امیدم از خدا از دست دادم . دیشب نفس مرد برای همیشه . و خدا واسش هیچ کاری نکرد . متاسفم من که
همه جوره پات بودم نیست حق من
راحت برو ديگه بی معرفت
محاله باز بخوام که ديگه باورش کنم شدم دیوونه
ببین ديگه گذشته آب از سرم
نمیگم برگردیی راحت ترم
چون ديگه نميخوام دوباره کسی اشک چشممو ببینه
(از چي میترسونی منو من که راضی بودم
رفتی دوراتو زدی من چه حالی بودم
تو به هر راهی زدی من باهات بد باشم
این دفعه ديگه برو بذار که تنها شم)۲
هول چي رو میزنی که اینجوری فرار می کنی
حرص چي رو میخوری تو سنگر منی تو با منی
گفتی نداری با من چي میخواي از من همین
دانلود آهنگ نازی حسین رستمی و رحیم لطفی
 
 
با جداییات کرده بودم عادت
نیومدی تو ديگه سراغم
حالا واي نگو نگو نگو ديگه از گذشته
ديگه نميخوام یاد بیارم چي به من گذشته
خوشبحال تکه سنگ که نداره دل تنگ
حسودیم میشه به تو بی صداییو یه رنگ
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
اسمم داره يادم میره چون تو صدام نمیکنیحالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمیکنیدلتنگتر میشم ولی نشنیده میگیری منوهنوز همه حال ِ تو رو از من فقط میپرسن و….با اینکه با من نیستی  دیوونه میشم از غمتاصلا نميخوام بشنوم که اشتبا گرفتمتداشتن ِ تو کوتاه بود اما همونم کم نبودگذشته بودم از همه ….هیچ کس به غیر تو نبود اسمم داره يادم میرهحقیقت و میدونی و ازم دفاع نمیکنی…متن آهنگ قدیمی
گفته بودم دلم میخواست برم كنسرت سیروان عاقا من فقط حضور فیلیكی نداشتم پاری رفته بود به معنایی واقعی دهنمون سرویس كرد شفق میگفت یبار ديگه استوری گذاشت بلاكش میكنم:/ در این حد صافمون كرد قشنگواقعا امروز از تعطیلی خوشحال نشدم این ی هفته خودمو با تاریخ خفه كردم اینقد كه خوندم دقیقا منتظر بودم برم برای امتحان تازه من برنامه امتحانام ندارم یعنی هیشكی نمیدونه امتحان بعدی كه شنبه س چيه من میدونم ریاضیه ولی برنامه تغییر كرد اصن همچي ریخته بهم????????ت
ديگه دست منو نگیر دوست ندارم برو
اون آدم سابق نیستم ديگه عوض شدم برو
ديگه خاطره هامون واسه معنی نداره
ديگه قید تو رو زدم نیا پیش من دوباره
عاشقت بودم تو روزای سختی عاشقت بودم بد کاری کردی
عاشقت بودم ولی اشتباه کردی
عاشقت بودم که بودی کنارم ولی حیف ديگه نیستی تو کنارم
عاشقت بودم ولی اشتباه کردی
تویی رفیق نیمه راه از این راه شدی جدا
ديگه بهترین روزامو دادم دست خاطره ها
ديگه خاطره هامونم واسم معنی نداره
ديگه قیدتو زدم نیا پیش من دوباره
عا
از دیشب که خوابشو دیدم خیلی آروم تر شدم.خیلی زیادانقدر که امروز خندیدمخودم صدای خندمو شنیدم اونم وقتی تنهای تنها بودمحتی چتامون رو خوندم خندیدم به حرفاموننميخوام فعلا هیچکدوم از آهنگایی که يادم میاره روزای قبل رو گوش کنممیخوام فکر کنم امشب از شدت خستگی پیام ندادیم و انقدر کار داشته تو گروه هم چيزی نگفتهفکر میکنم که چند روز ديگه ساعت ۱۲ ۱ پیام میده میگه حوصلم سر رفته ^_^  چرا من تا قبل از این از علیرضا ننوشته بودم؟شایدم نوشته بودم. از صداق
 آقا من یهو میرم یه وبی پستشو میخونم میگم خو اینو كامنت بذارم ديگهبعد یهو یكاری باید بكنم يادم میره كامنته رو بذارمولی چون تو ذهنم كامنت دادم فك میكنم كامنتو گذاشتمهی تا چند روز میرم وب طرف هی نگا میكنم ببینم جواب داده یا نهبعد یهو يادم میوفته عه نذاشته بودم كه كامنتو :/رد دادم ینی رسما -______-
امروز روز جالبی بود به نظرم. تونستم بالاخره 6 ساعت درس بخونم. خبر مهمتر اینه که دکوراسیون اتاق خوابگاهمون رو کلا تغییر دادیم. اولش ناراضی بودم از جای وسایلی که بچه ها گذاشتن ولی خب کم کم دارم عادت می کنم. گهگاهی هم تنوع لازمه. از فردا شروع میکنم به کلاس رفتن. هنوز ورزش نمیکنم. باید کم کم شروع کنم. سه شنبه خونواده میان اینجا. چندتا وسایل يادم رفته بیارم. اونارو بیارن حله. حوله، عینک شنا، ناخن گیر و چندتا خرت و پرت ديگه رو يادم رفته بیارم. دلم واسه
امروز شبیه جمعست!جمعه ها یه غمی داره و در عین حال یه آرامشیآدمو یاد گذشته ها میندازهگذشته ها گذشتن هرچقدر مهم و استرس زا که بودنآرامشی که از مرور گذشته ها سراغ آدم میاد مربوط به اینه که میدونی ديگه تموم شده!و البته غمش هم مربوط به همینهکه ديگه تکرار نمیشه 
****راهنمایی که بودم، عادت داشتم بعدازظهر ها بخوابماز ساعت 2 تا 7، درس ها ساده بود و منم هیچ وقت پرفشار درس نمی خوندممادرم همیشه میگفت نباس بخوابی ولی حال خوبی بوددوست داشتم شب ها بیدار بمونم، عاشق چراغ مطالعه ام بودمیک چراغ مطالعه آبی، با یک مهتابی کوچولوهر چند از تاریکی می ترسیدمچند سال گذشت، شرایط عوض شدچراغ مطالعه ام سوخت، ديگه لامپ مهتابی کوچولو براش پیدا نکردمروزهام رو به تاریکی رفتطبق عادت بعدازظهر ها می خوابیدماما کابوس های بعدازظ
آهنگ گذشته امید نادرزادهگذشته با صدای امید نادرزادهتو ساکتی ولی چشمات داره یه چيزایی میگهدوباره عاشقم میشی یکی دو سه روز ديگهیکی دو سه روز ديگه چشم تو منو می گیرهشک ندارم نگرانی از دل هردومون میرهمی دونم توی دلت گذشته ها می میره98music04
یه روزی عشقِ من بودی ، یه روزی زندگیت بودم
آخرین آرزوم این بود ، تو فقط بهم بگی خوبم
تو فقط بهم بگی خوبم ، الآن توو این اتاق تنها
دلِ من تنگ تر از قبله ، یادِ قولایی که دادی
بدتر و بدترم کرده ، دلِ من تنگ تر از قبله
دوریت عادت میشه ، برو واقعا ديگه
برو تا فراموش کنیم ، همو با همديگه
دوریت عادت میشه  ، برو واقعا ديگه
دوریت عادت میشه ، برو واقعا ديگه
برو تا فراموش کنیم ، همو با همديگه
دوریت عادت میشه  ، برو واقعا ديگه98music04
یعنی نفس کشیدن تو خاک سرزمینتبه ضریح ارباب که رسیدم همین شعر روزمزمه  کردماما گریه امان ندادچه حالی بود سردرگم شده بودمدستپاچه بودم .انگار دعاها يادم میرفتحالا منجایی بودم که خیلی ارزویش را کرده بودم برایش اشکها ریخته بودم.اینجا خانه امن  عشاق بامعرفتسیدالشهدا.خداراشکرت این زیارت اخرصفر رابحساب اربعینبگذارالسلام علیک یا اباعبدالله .  
صیح تولد خود را با شادی تمام شروع کردم چون سره کاری بودم که سال پیش دوست داشتم باشم و درآمدی دارم که دوست داشتم داشته باشم ، ظهر و سالاد ماکارانی که درست کرده بودم و خوردم چون غذایی که دوست دارم و بعد خوشگل موشگل کردیم و رفتیم عکس گرفتیم چون اینکاری بود که دوست داشتم بکنم بعد رفتیم شام بخووووریم و سوپرایز ????سوپرایزی شدم که دوست داشتم بشم .میخوام بگم امسال طی سه سال گذشته خیلی بهم چسبید چون خونه مامان بابام بودم در حالیکه ازدواج کرده بودم و خ
بچه که بودم آرزوم این بود تا بینهتایت هم خودم هم خانواده ام زنده باشن و هیچوقت پیر نشن ، تا ابد کنار هم زندگی کنیم.تا چند سال قبل شب موقع خواب به مرگ فکر میکردم. به اینکه هزار ها سال قبل ادم هایی بودن و الان هیچ نشونه ای ازشون نیست. به این که بالاخره یه روزی نوبت منم میرسه و هیچي ازم نمیمونه. اون قدر این موضوع ذهنمو درگیر میکرد که هر شب عرق سردی روی پیشونیم مینشست. کلی زنگدی برام بیهوده شده بوديادم نمیره ارزوی ۱۸ سالگیمیو. ديگه به مرگ فکر
رفتم تا در حال رو ببندمکسی از بیرون در رو هل داددر رو با فشار بستم.ترسیده بودم.عقب رفتم و آروم از پنجره بیرون رو نگاه کردم.تووی حیاط کودکی خودم ایستاده بود و زل زده بود به من.نمیتونستم حرف بزنماز خواب پریدمساعت از دو گذشته بود.رفتم تووی حیاط سیگار رو روشن کردم و ناخواسته صورتم خیس شد.هرگز کودکی خودم رو تووی خواب ندیده بودم.نگاهش يادم نمیره 
یه روزی میفهمی من کی بودم ديگه کسی تا صبح بهت پیام نمیده بهت ،بعدش صبحش بره دانشگاه و تازه شبش بشینه درساشو بخونهديگه كسی بخاطرت تا شهرت نمیاد كه فقط یه لحظه ببینتت و بره كسی واست 5سال صبر نمیكنه شاید حالت بهتر بشه تا بتونه مامان باباشو راضی كنهكسی ديگه جلوی مامانت التماس نمیكنه كسی ابروی خودشو جلوی خانوادش نمیبره كسی مامان بزرگشو ب خاطر تو نمیذاره كنار یه روزی میفهمی من فقط پات مونده بودم .
چه شده؟ ای دل دیوانه هوايش کردی؟با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ستتو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟ ????????????     خیلی سال گذشته. شاید ۱۰ سال ????شایدم‌بیشتر  ازت خبری ندارم ندیدمتتوچي ‌. يادم افتادی تاحالا ۰۰۰۰۰????
چيزی که باعث آرامش و خوشحالی من بود حالا برام آزاردهنده شدهچيزی که بخاطرش میتونستم بیخیال همه چيزای خوب دنیا بشم حالا ترکم کردهترکم نکرده ولی مثل گذشته هم کنار من نیستغمگینمبه اندازه هم آدمای رو کره زمین که فکر می‌کنن خدا ديگه به اندازه گذشته دوسشون ندارهبه‌خاطرش سعی کردم از کسی که دوسش دارم بگذرم و حالا حس می‌کنم حتی ديگه خودشم ندارمآهای خدااگه داری اینجارو می‌خونی باید بدونی من بدون تو هیچي ندارمهیچ هیچمو من این اوضاع رو دوست ندارما
متن ترانه رستاک به نام رفاقت
با اینکه خیلی دیر دیدمتباهات غریبگی نمیکنماز هرچي میگذرم بخاطرتاز خود گذشتگی نمیکنمبه انتها رسیده بودم و خیلیخیلی بدم میومد از خودمچقدر به موقع اومدی رفیق صدام زدی و عاشقت شدمچقدر به موقع ماه صورتت به داد آسمون من رسیدخشکیده بودم خش خش برگام به گوش باغبون من رسیدمنو توی این شهر تنها نذار نميخوام به تنهایی عادت کنماز امروز تا آخر زندگیم میخوام تنها با تو رفاقت کنممنو توی این شهر تنها نذار نميخوام به تنهایی عاد
قولنامه و وکالتنامه را امضا کرده بودم و از دفترخانه زده بودم بیرون. ماشین زیر آفتاب داغ ظهر چه برقی می‌زد. روزهای گذشته حسابی تمیزش کرده بودیم. باعجله از کنارش رد شده بودم و خودم را رسانده بودم به خیابان اصلی. مامان زنگ زده بود و گفته بود کارن بی‌قراری می‌کند. باید خودم را زودتر می‌رساندم اما ماشین دیگر مال من نبود. ظهر بود و تاکسی نبود و من زیر آفتاب داغ ظهر می‌دویدم نه فقط برای اینکه زودتر به کارن برسم، که فرار کنم از فکری که توی سرم وول می
این چند وقت شدیدا گیر آرش بودم مریض شده سرماخوردگی و همش خلط و سرفه داره و لب به غذا نمی زنه. این هفته اداره نرفتم موندم خونه ازش مراقبت کردم. الان 6 روزه که مریضه. و بزرگترین مشکلش اینه که نمی تونه بخوره.امشب شب اخریه که تو این خونه هستیم. حس خاصی دارم. مثل دلتنگی. دلم برا روزهای گذشته تنگ میشه.  این خونه رو دوس داشتم ولی زندگی همینه ديگه. خونه خیابون جاهد رو با اونکه تازه خریدم ولی دوس دارم. خیلی برا خریدنش زحمت  کشیدیم ولی موفق شدیم. الان این خو
لقبِ دوچرخه ی کودکی ام "یوزپلنگِ دشت" بود،لقبِ دوچرخه ی آن یکی "شیرِ کوهستان" بود،آخر آن وقت ها بین بچه های محله رسم بود که دوچرخه هایمان لقب و شناس نامه داشته باشد!
هر یک از بچه ها لقبی انتخاب کرده بود،پسر کوچکِ محله ی مان هم اسم دوچرخه اش را گذاشته بود"سگِ محله".چون توی برنامه کودک ها،همیشه پلیسِ جنگل سگ بود و این یکی مان هم آرزوی پلیس شدن داشت.
نیمه ی ظهر که میرسید،قرارِ مسابقه ی دوچرخه ها بود.روی خطِ رابط،نقطه ی شروع مسابقه بود.یک نفر داور می
بدر جایی نوشته بودم ما عادت کرده‌ایم به تاوان و جریمه‌ی اشتباه را ندادن و به همین خاطر از سایر جهان که جریمه‌شان را می‌پردازند هماره عقبیم. حال می‌خواهم این مفهوم را اینگونه اصلاح و تکمیل کنم که: ما عادت کرده‌ایم به جریمه‌ی گناه کرده را ندادن و جریمه‌ی گناه نکرده را دادن! این وضع متناقض در طول تاریخ ما را بین واقعیت و ناواقعیت سرگردان می‌کند. بین بدهکار بودن و طلبکار بودن. میان نبودن و بودن. مگر همیشه مسئله این نیست؟
حس کردم توی ِچند سال گذشته ام، و به الانم نگاه کردم،خیلی سال گذشته، سالهای ِزیادی،و الان 6 دی 1398 هست، و چقدر این 98 آخرش واسم عجیبه، و عجیب تر اونکه نزدیک 99 هستیم،کی اینهمه سال گذشت؟کی اینهمه روزا رفت؟ فکر کنم یه چشم به هم بزنم ديگه نیستم، و پر کشیدم از این سیاره :))ولی شما بدونید؛با همه سختیاش، همه روزایی که داشتم، و تمام ِلحظه هایی که واسه خودم شاد نگهشون داشتم و تمام ِچيزها، من عاشق این سیاره بودم، من عاشق زندگیم بودم و هستم و خواهم بود، تا آ
آهنگ جدایی (واي نگو نگو نگو ديگه از گذشته) حمیرا با جدایی هات کرده بودی داغمچرا اومدی دوباره سراغمواي نگو نگو نگو ديگه از گذشتهديگه نمی خوام يادم بیاد چي به من گذشتهواي برو برو برو که ز تو گذشتمحالا ديگه باورم شده اینه سرگذشتممن که همه چي رفته بود ز يادممن که دلمو زیر پا نهادم[Music] Darkhasti
روز و شبگر که همراه تو بودم روز و شببرکه ی ماه تو بودم روز و شبلحظه لحظه عاشق و دل داده یگاه و بیگاه تو بودم روز و شبپای نجواي نسیم و عطر یاسنغمه ی آه تو بودم روز و شببا دل شوریده، مست و بیقراربر سر راه تو بودم روز شبذره ذره در پی سودای عشقخاک درگاه تو بودم روز و شبکاش ای جان واژه ای از مصرعِشعر کوتاه تو بودم روز و شب
یلدا بدون تو گذشت عجیبه اینکه نبینمت تو یلدا اصلا نمیدونستم یلدای بدون تو چه شکلیه که بهت تبریک نگم واقعا یکی تو رو از من گرفته انگار انگار ديگه داره دوزاریم میوفته که مال مهشیدی دارم میرم خونه مسلما نميخوام برم يادم رفت ساعت 2 کلاس داری به دیدارآخر نرسیدم معلوم نیست دوباره کی ببینمت ترم جدیدشایدم بین امتحانا ديگه دیدن تو و خبر گرفتن از تو رو باید بسپارم دست تقدیر دلم میگیره نميخوام ترکت کنم نميخوام این وضع ادامه پیدا کنه کی هستی که حتی
گر به میخانه و مستی رو نکنم پس چه کنم                           گذر  از عمر ندانم  که کی آمد چون  شد  گر به این بی خبری  دل ندهم پس چه کنم  سالها  و لحظه هایم  در غم و دل   واپسی                        از  برم بگدشت   عادت نکنم پس چه  کنم                       در کنارش  بودم فاصله  ها بود در این ره  دلخوشی  بودم گر به غمش  سر نکنم پس چه کنم      کاش  در بی خبری مانده وجاهل   بودم                       گر  به این آتش  پنهان خو نکنم پس
,    متن آهنگ سیاوش شمس برو ديگه دوستت ندارم,    اهنگ برو ديگه دوست ندارم اسمتو نميخوام بیارم,    برو ديگه دوست ندارم سیاوش شمس ۳۲۰,    دانلود آهنگ برو ديگه دوست ندارم سیاوش شمس با کیفیت 320,    آکورد آهنگ برو ديگه دوست ندارم,    دانلود اهنگ گریه های تو برام فایده نداره برو که ديگه شناختمت,    برو ديگه دوست ندارم اسمتو نميخوام بیارم,    گمشو برو ديگه دوست ندارم,    آهنگ ديگه دوست ندا
امروز در تنها ترین حالتِ یك زهره بودم .تمامِ روز رو مرخصی گرفته بودم اومدم خونه خودم ، یكمی درس خوندم رفتم تارا ماركت و كُلی خرید كردم ناهار آماده كردم عصرِشم رفتم پیشِ سایهمامان تمامِ مدت چندبار زنگ زد بابا هم همینطور نگرانِ تنهاییم بودن آخرشم مامان اومد دنبالم ، اما نرفتم ، همینجا موندم باید عادت كنم ، به این سكوت به یك روز در میون تنها موندن باید عادت كنم ????______________________حق با تواِ اما من حوصله یِ گرفتنِ حقمو ندارم من تنهایی حالم خو

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

محمد تاج مزینانی - MTM اخبار تعطیلی اخبار روز ورزشی نمایندگی لباس راحتی پولات ییلدیز وب ساز ایرانی فروشگاه اینترنتی نگین بلاگ سرزمین انیمیشن و کارتون Naz_Music طراحی سایت | سارین وب