مهدرمان

نتایج جستجو برای عبارت :

مهدرمان

دانلودرمان غروب تنهایی نوشته کبری مولاخواه
 
خلاصه:
بخشی از رمان :
 
صدای آواز پرندگانی که کنار پنجره ی اتاقم نشستند مرا از عالم خیال بیرون کشید.این آخرین شعری بود که در این خانه می نویسم. در این صبح غم انگیز که دقایق به شتاب می گذرند،حس می کنم بایستی هر چه زودتر بروم.تنها زنجیری که مرا به این خانه پیوند می داد، گسسته است.ولی توان رفتن ندارم.با ریسمانی نامرئی به اینجا گره خورده ام.همیشه همین طور بوده،تا انسان به جایی دل می بندد و تارهای
دانلودرمان تولد دوباره یک عشق نوشته عفت قنبری
 
خلاصه:
بخشی از رمان :
درب سالن باز شد و سارا با قیافه ای که نشان می داد امتحان را به خوبی برگزار کرده است به سمت دیگر راهرو نزد دوستانش رفت.
پری و فریبا دو دوست خوب سارا آن جا ایستاده بودند و آن دو هم مثل سارا ازاین که امتحان را خوب داده بودند راضی به نظر می رسیدند و حالا آماده ی یک استراحت خوب میان ترمی بودند.
فصل زمستان بود و ماه بهمن. فصل و ماهی که از نظر سارا بهترین فصل ها و ماه هاست. چرا که م
دانلودرمان پوراندخت نوشته  الهام ستوده
 
خلاصه:
بخشی از رمان :
صدای پرستار که دکتر امجدی را به اورژانس پیج میکرد مرا از عالم خواب و رویا بیرون اورد . نمیدانم ذهنم در جستجوی چه چیزی بود . حال غریبی داشتم . همانطور که به دستگاه اکسیژن خیره مانده بودم . بالن هوا بالا و پایین میرفت . ایرج زیر دستگاه با آرامش خوابیده بود با حالتی جستجوگر نگاهش میکردم . نمیدانم چرا دلم خیلی برای ایرج میسوخت . ایرجی که من میشناختم آن کسی نیست که روی تخت بیمارستان
دانلودرمان وقتی آسمان گریست نوشته زهرا رحمانپور
خلاصه:
بخشی از رمان :
 
به شدت تشنه بود و گلویش می سوخت زمین گداخته و تب کرده بود و گرمای کویر سخت آزارش می داد هر کجا قدم می گذاشت زمین ترک برمیداشت و خزنده ای موذی سر از خاک بیرون می اورد به دنبال جایگاهی امن به هر سو می دوید اما هر چه جلوتر می رفت افتاب گرم تر و سوزاننده تر می شد عرق سراپای وجودش را در بر گ بود از دور صدای ناله و مویه به گوشش رسید خوب که نگاه کرد جمعیت انبوهی را دید که گری
دانلودرمان روژیا نوشته روح انگیز جاسمی
 
خلاصه:
داستان درباره ی دختری کرد به اسم روژیاس که در کودکی پدرش رو از دست داده و همراه مادر و دو خواهرش در خانه ی پاورخان زندگی میکند.و با کمک پاور خان به دبیرستان میرود و در سال اخر دبیرستان با فردی به نام داور اشنا میشود که….
بخشی از رمان :روژیا ،افسرده و پریشان حال در واگویی خاطرات سال های گذشته ، چنان در خود فرو بود که انگار هم اکنون در آن دوران قرار دارد. شیرین و پریا به همراه مادرشان -صف
دانلودرمان شهر آرزوها نوشته س.حیدری
 
خلاصه:
داستان درباره ی عشقی پاک ؛ عشقی که مهرداد به مینا به شکنجه های ساواک تن میده. از طرفی ، پسر یکی از تیمسار های شاه عاشق مینا میشه و به خاطر مینا هرکاری می کنه که دلش رو به دست بیاره اما ….
بخشی ازرمان :
اتوبوس با تکان های شدید جاده پر دست انداز و ناهموار را می پیمود و زوزه کشان پیش می رفت. درخت ها و تیرهای تلفن در فضای نیمه تاریک غروب مانند اشباحی از برابرش می گریختند و در گرد و غباری که از جاده ب
دانلودرمان ستاره بخت نوشته علم ناز حسن زاده
خلاصه:
بخشی از رمان:
 
ای ستاره ها که بر فراز آسمان 
با نگاه خود اشاره گر نشسته اید 
ای ستاره ها که از ورای ابرها
بر جهان ما نظاره گر نشسته اید
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید
از دو رویی و جفای ساکنان خاک
که این چنین به قلب آسمان نهان شدید
ای ستاره ها ، ستاره های خوب و پاک
ای ستاره ها که همچو قطره های اشک
سر به دامن سیاه شب نهاده اید
ای ستاره ها کز آن جهان جاودان
روزنی به سوی این جهان گشاده ای
دانلودرمان دیوانه ها بهتر عاشق می شوندنوشته شهره قوی روح
 
خلاصه:
داستان درباره ی رخسار , دختری است که در پنج سالگی مادرش را از دست داده تحت سرپرستی زنی به نام دایه دریا قرار می گیرد. او در سن بلوغ به سمت کولی هایی که گاهی به روستایشان می آیند کشیده می شود و با مردی کولی به نام البرز ازدواج می کند. ثمره این ازدواج سه پسر است و یک دختر به نام زیتون! زیتون که دختر بسیار زیبایی است در هشت سالگی مورد **** رجب علی ناپدریش قرار می گیرد! و این حادثه موج
دانلودرمان غم های زندگی نوشته زهره خسروانی
 
خلاصه:
در این داستان ضمن بیان مسایل عاطفی و اجتماعی که بعد نیکوی زندگی را می سازد به دنیای بشریت مژده داده می شود که هنوز انسانیت ُعاطفه شفقت و صداقت از بین ن و وجود مهربانی و ایثار ضامن بقای زندگی است و ذات و ماهیت انسانها را می سازد
ارایه عشق پاک از سوی شخصیت اصلی این داستان پرستو و ماجراهایی که برای او اتفاق می افتد صور دل انگیز آمال و یک زندگی ایده آل را به منصه ظهور می کشاند . غم و گریه و
دانلودرمان مینای عشق نوشته شمسی نجاتی
 
خلاصه:
بخشی از رمان :
 
باورم کن 
باورم کن خنده و شادی را محتاجم
باورم کن برای به اوج رسیدن
دستهای پرتوان عاشقت را محتاجم
از تو پیدا شده ام
 
با من باش 
تا به دریا بروم
و شکوفا بشوم
تا که پرواز کنم
به حقیقت برسم
 
باورم کن 
اندیشه ی من با توبه باور
به حقیقت
به عرفان وجود به شقایق می رسد
 
من جوانم 
پراز شور و حیات
عشق و نشاط
آرزوهای تمام
که تمامّی تو را
آینه می کنم
بر تمامّ
عکس آقای خامنه ای
شبکه ای از فایل‌های مختلف سوغاتی های ایران عاشقونه پاورپوینت و نقشه های معماری پزشک دراویش سایت آیرون - شود شرکت تهویه سازان پرسپولیس|66051586 شرکت حسابداری برای اعزام حسابدار ماماشاپینگ